تا حالا شده تو یک جشن عروسی نقش مهمون و دکوراتور و آبدارچی و
فیلمبردار و گارسون و آخرشم روفتگر رو بازی کنید؟
اونم دو شب قبل از امتحان؟
البته خوب وقتی عروسی یک یه
بنده خدایی باشه٬ طبیعیه! نه تنها من٬ بلکه ایشونم
مجبور شد خیلی نقشا بازی کنه :))
ولی خیلی خوب بود٬ بعد از چند وقت که سرم فقط تو کتابا بود حسابی چسبید
براشون خوشحالم.
امتحانا
هم شروع شدن
اولیو که جمعه رفتم فقط امضا کردم اومدم. حس بسیار عجیبی داشتم! البته فیزیک
یک که دیگه این صحبت ها رو نداره :دی
فرداییه رو هم که...
خوب عروسی واجب بود :دی
تبلیغات