تو تاریخ بشیریت اولین بار من اینقدر برای امتحانای آخر سال
درس میخونم!به کامپیوتر دست نزدم!
اینقدر که حتی فیزیکی که حالیم نیستو شدم ۱۷ !
اونوقت این عجوزه ای فلان شده برای راحت ترین امتحان ٬ شیمی٬ اینجوری بهم میزنه
مارو!
بهش میگم اینا نیست توی جزوه...میگه خوب نُت برنمیداری... میگم
دیروز شش نفری درس میخوندیم من نتایی داشتم که هیچکی نداشت!
بعد بهم یه چیزایی میگه...یه سری اطلاعات میده . ازش میپرسم الان
سر امتحان درس میدید؟امتحان شفاهیه..نمیدوتم کاری کنم.
خداییش میخواستم پاشم برم .نمره کافی داشتم میتونستم
منفی ۹ یا ۱۰ بگیرم! بعد گفتم بیخودی عصبانی
بشم فایده نداره... حداقل ۱۰
رو بگیرم٬ زیاد تابلو نشه تو کارنامه...
که گرفتم !
خیلی هارو انداخت نامرد! خواستم بریم شکایت کنیم بچه ها گفتن بزرگش نکن!خلاصه...
ولی عجب بیخودی روز قشنگمو بهم ریخت...
فدای سرتون !
تبلیغات