تبلیغات

این طور پرواز کزد

روزی نور جهان در محوطه با صفایی گردش میکرد٬ جهانگیر که شاهزاده جوانی بود دنبال چیزی میگشت و دو کبوتر در دست داشت.نور جهان را دید٬ کبوتر ها را به وی سپرد. وقتی برگشت٬ یکی از کبوتر ها را ندید.
از نورجهان پرسید : یک کبوتر چه شد؟
نور جهان گفت: پرواز کرد!
چهانگیر گفت: چطور پرواز کرد؟!
نور جهان کبوتر دومی را رها نمود و گفت: این طور پرواز کزد...

"آسمان و ریسمان"




فهرست وبلاگ

آخرین پستها

آرشیو

اکثرا میخونم

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :